مقدمه
در هر نظرسنجی منابع انسانی که نگاه میکنید، یک جمله پرتکرار وجود دارد:
«از عملکردمان بازخورد نمیگیریم.»
حتی اگر دغدغههای مالی، حقوق، مزایا و ساختار پرداخت در صدر باشد، باز هم این نکته بارها به گوش میرسد:
«کسی کار من را نمیبیند.»
چرا بازخورد مهمتر از آن چیزی است که فکر میکنیم؟
ممکن است بگویید: «مگر حقوق خوب نباید انگیزه ایجاد کند؟»
بله، حقوق مهم است. اما تنها نیست. چون اگر فردی احساس کند دیده نمیشود، حتی دستمزد خوب هم نمیتواند دلیلی برای ماندن باشد.
کارکنان ما دنبال جشن گرفتن نیستند. دنبال تندیس هم نیستند.
آنچه میخواهند، یک جمله ساده اما صادقانه است:
«دیدمت. کارت مهم بود.»
همین جمله، میتواند نیرویی محرک برای ادامه مسیر باشد.
وقتی بازخورد نیست، چه میشود؟
نبود بازخورد، تنها یک نقص ارتباطی نیست؛ بلکه آسیبی پنهان و بلندمدت است.
دو اتفاق مهم میافتد:
- آدمهای قوی کمکم خاموش میشوند.
چون احساس میکنند دیده نمیشوند. چون هیچ اثری از تلاششان در رفتار سیستم نیست. - آدمهای معمولی نمیفهمند چطور بهتر شوند.
چون نمیدانند چه کاری درست بوده، چه کاری نیاز به اصلاح داشته. راهنمایی ندارند، فقط سکوت میشنوند.
و در نهایت، ما بهعنوان منابع انسانی میمانیم با یک سؤال همیشگی:
«چرا انگیزهها پایین آمده؟»
ما چه کردیم؟
ما در سازمانمان تصمیم گرفتیم این چرخه را متوقف کنیم.
شروع کردیم به اختصاص دادن زمان برای بازخورد.
نه بازخوردهای آخر سال. نه عددهایی که در فرمها پر میشوند.
بلکه بازخوردهای واقعی، بهموقع و انسانی.
بازخوردهایی که بوی «توجه» میدهد.
چون هیچکس با سکوت رشد نمیکند.
سکوت، دشمن یادگیری است. دشمن انگیزه است.
جمعبندی
بازخورد، فقط یک ابزار مدیریتی نیست.
بازخورد، زبانِ دیدهشدن است.
و آدمها، برای ماندن، برای بهترشدن، و برای رشد کردن، به این زبان نیاز دارند.
ما هنوز در ابتدای این مسیر هستیم. اما حتی همین گامهای اولیه، شروعی برای ساختن فرهنگی جدید در سازمان است. فرهنگی که در آن، سکوت جای خود را به گفتوگوی رشددهنده میدهد.
🔵 و من ایمان دارم:
شنیدن، نقطه شروع ساختن است.